تبلیغات
افشاگر - *** امام خمینی: ضرر نهضت آزادی از منافقین هم بیشتر است/ خاتمی: احساساتی شدم و در حق نهضت آزادی جفا کردم! ***

یکی از خصوصیاتی که اکثر کارشناسان در مورد سید محمد خاتمی از آن نام می برند، مواضع و دیدگاه های زیگراگی و چند پهلوی او است.

به گزارش بولتن نیوز، مواضع دو پهلوی او را می توان در بسیاری از موضوعات و اتفاقات پیش آمده در طول تاریخ انقلاب اسلامی مشاهده کرد. برای مثال در جریان انتخابات مجلس نهم، اگر چه او و همپالگی هایش، سیاست تحریم انتخابات را در پیش گرفته بودند و البته بعد از انتخابات ریاست جمهور یازدهم نیز، پروژه تقلب در انتخابات را کلید زده بودند، بر سر صندوق رأی حاضر شده و در انتخابات شرکت کرد. تا جایی که بسیاری از نزدیکان وی بر او اعتراض کرده و معتقد بودند که اینگونه شکاف بین گفتار و رفتار خاتمی، موجب سرخوردگی بین اصلاح طلبان خواهد شد.

شکاف بین رفتار و گفتار خاتمی البته مسبوق به سابقه است و ارتباطی به سال های اخیر ندارد. برای مثال می توان به مواضع او در قبال نهضت آزادی و اعضاء او اشاره کرد. خاتمی که در سال های اولیه انقلاب، مواضع تندی علیه نهضت آزادی داشت، بعد از روی کار آمدن دولت اصلاحات، به شدت به این جریان نزدیک شد. نزدیکی خاتمی به جریان لیبرال مسلک نهضت آزادی تا آنجا بود که آزادانه می توانستند میتینگ ها و جلسات سیاسی برگزار کرده و در مطبوعات کشوری نیز به راحتی، قلم فرسایی کنند.

این در حالی بود که امام خمینی در مورد این جریان لیبرال از مدت ها قبل هشدار داده و در مورد آنان چنین می فرمایند:

«نهضت به اصطلاح آزادى صلاحیت براى هیچ امرى از امور دولتى یا قانونگذارى یا قضایى را ندارند و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند، و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویل هاى جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک هاى دیگر، حتى منافقین (این فرزندان عزیز مهندس بازرگان) بیشتر و بالاتر است.»

ارتباط خاتمی با نهضت آزادی البته به همین مقطع محدود نشد و پس از آن نیز ادامه یافت. به طوری که در فتنه 88 نیز می توان به وضوح مشاهده کرد که چگونه نیروهای نهضت آزادی برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی، به طرفداری از رئوس فتنه، یعنی موسوی و کروبی و خاتمی پرداختند.

این ارتباط تا آنجا کشیده شد که خاتمی نیز مانند بسیاری از نزدیکان خود چون مهاجرانی و گنجی، اعتراف کرد که مواضع گذشته او در برابر نهضت آزادی، مواضع تندی بوده و ناشی از «جو گیر» شدن بوده و حالا پشیمان از آنها است! چندین ماه پیش بود که خاتمی در مصاحبه با یکی از سایت ها در مورد نهضت آزادی چنین می گوید:

«واقعاً اگر الان می‌خواستم مطالب را بنویسم، آنطور نمی‌نوشتم. بعضی مطالبی که آن وقت نوشتم جفا بود نسبت به افراد. با اینکه اختلاف نظر و اختلاف سلیقه داشتیم،‌‌ همان زمان برای آن‌ها احترام قائل بودم، الان هم احترام قائلم. ولی بنده هم قبول دارم که بعضی وقت‌ها تحت تاثیر فضای احساساتی موجود قرار گرفتم. نمی‌توان همیشه از انسان انتظار داشت که احساس را نادیده بگیرد و منطق همیشه کارگر بیفتد. شاید توسط قلم من هم به عزیزان و بزرگانی در این مملکت جفا شده باشد. به هر حال هر کس در زندگی‌اش از این اشتباهات و مشکلات وجود دارد.»

جدای از اینکه خاتمی خود اعتراف می کند که انسانی احساسی و جوگیر و فاقد بینش منطقی و عقلانی است، اما این سخنان وی به مذاق لیبرال های نهضت آزادی گویا بسیار شیرین آمد و نامه نگاری های متملّقانه اعضاء این جریان به خاتمی کلید خورد.

بر همین اساس بود که ابراهیم یزدی، از نیروهای قدیمی نهضت آزادی، در نامه ای که به خاتمی نوشت از او به عنوان «اندیشمند، متعهد و فرهیخته» تعبیر و همچنین از وی به عنوان «دلسوز و علاقه مند به ایران و اسلام» یاد می کند و از او می‌خواهد که برای برون رفت از بحران های پیش رو نقش آفرینی کند!

یزدی در نامه خود به خاتمی به صراحت بیان می کند که با نظریه ولایت فقیه موافق نیست. او می نویسد: «نهضت آزادی ایران با پیوند زدن نظریه فقهی ولایت فقیه به جمهوری اسلامی موافق نیست.»

یزدی در بخش دیگری از نامه خود به حاتمی با اشاره به اینکه «بی‌تردید ساختار حقوقی قانون اساسی ایران نیاز به واکاوی و اصلاح دارد اما یک اشتباه راهبردی است اگر تصور شود در شرایط کنونی، تنها با تغییر در ساختار حقوقی مشکلات حل می‌شوند.»، ادامه می دهد:

«در شرایط کنونی نیز نویسنده این سطور باور دارد که تغییرات تدریجی و مسالمت آمیز در چارچوب قانون و شیوه‌های اصلاحی، برای تغییر در ساختار حقیقی و نه ساختار حقوقی، کم هزینه‌ترین و تنها راه نیل به دموکراسی در ایران است.»

عبارت واضح تر «شیوه های اصلاحی» در کلام ابراهیم یزدی، همان «نافرمانی مدنی» است. یعنی دقیقا همان چیزی که مردم ایران در ماجرای آشوب های پس از انتخابات 88 به عینه دیدند. مردم ایران به خوبی به یاد دارند که چگونه همه نیروهای معاند و مخالف جمهوری اسلامی، از سلطنت طلبان و بهائیان تا منافقین و اصلاح طلبان، و تا سکولارها و لائیک ها زیر پرچم «فتنه سبز» به رهبری مثلث درونی فتنه، یعنی موسوی و کروبی و خاتمی گرد هم آمدند و درصدد براندازی جمهوری اسلامی شدند.

بدون شک یکی از پایه های ثابت مخالفت و معاندت با جمهوری اسلامی را نیروهای لیبرال نهضت آزادی تشکیل داده و هنوز هم می دهند. جالب آنکه خاتمی در حالی خود را ملتزم به مبانی انقلاب اسلامی نشان می دهد که به اعتراف خود، در مورد نهضت آزادی اشتباه فکر می کرده و حال درصدد جبران خطاهای گذشته خود است.